![]() |
![]() |
|
| عشق فقط همین |
|
خط رو اسم من كشيدی يادته...
روزهای بی غم و غصه يادته ببينم اول قصه... يـــــــــــــادته چشم من به چشمت افتاد كاری كه دست دل من داد... دستمون تو دست هم بود غصه هامون كم كم بود چشم نازت مال من بود ديدن من قدغن بود ... پنهونی سر قرارها تاخيرام توی بهار ها دستات را می خوام بگيرم راستی من ، بی تو ميميرم يادته چيزی می خواستيم از خدامون مستجاب نشد دعامون يكدفعه ازم بريدی خط رو اسم من كشيدی شرطمون سر صداقت تو ، تو مجازات خيانت
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 20:55 توسط مهدی ابراهیمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
گناهت را نمي بخشم
تو را با ديگري ديدم که گرم گفتگو بودي با او آهسته ميرفتي سراپا محو او بودي صدايت کردم و بر من چو بيگانه نگه کردي شکستي عهد ديرين را گنه کردي گنه کردي گناهت را نمي بخشم چه شبها را که من تنها به ياد تو سحر کردم چه عمري را که من بيهوده به پاي تو هدر کردم تو عمرم را هدر کردي گنه کردي گنه کردي گناهت را نمي بخشم همين بود آن صفايي را که ميگفتي همين بود آن وفايي را که ميگفتي تو که خود اين چنين بودي چرا روزم سيه کردي گنه کردي گنه کردي گناهت را نمي بخشم |
| پیوندهای روزانه |
|
یه سایت بازی توپ آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
داستان عشق |
|
RSS
|