![]() |
![]() |
|
| عشق فقط همین |
|
کاش ميدونستی وقتی هر شب از دوريت خواب رو به خودم حروم می کنم وقتی توی سرمای استخون سوز زمستون، کوچه های خالی و سرد اين شهر غريب صدای پام رو لعنت می کنند، تو تموم طول کوچه ها فقط يه چيزی می تونه آرومم کنه اونم خيال اومدنتِ ... «نويسنده: مهدی ابراهیمی»
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 20:24 توسط مهدی ابراهیمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
گناهت را نمي بخشم
تو را با ديگري ديدم که گرم گفتگو بودي با او آهسته ميرفتي سراپا محو او بودي صدايت کردم و بر من چو بيگانه نگه کردي شکستي عهد ديرين را گنه کردي گنه کردي گناهت را نمي بخشم چه شبها را که من تنها به ياد تو سحر کردم چه عمري را که من بيهوده به پاي تو هدر کردم تو عمرم را هدر کردي گنه کردي گنه کردي گناهت را نمي بخشم همين بود آن صفايي را که ميگفتي همين بود آن وفايي را که ميگفتي تو که خود اين چنين بودي چرا روزم سيه کردي گنه کردي گنه کردي گناهت را نمي بخشم |
| پیوندهای روزانه |
|
یه سایت بازی توپ آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
داستان عشق |
|
RSS
|