![]() |
![]() |
|
| عشق فقط همین |
|
عشق واسه ي دلاتون يه واژه ي غريبه ميگيد که عشق دروغه اين حرفتون فريبه اگه که عشق دروغه اين دل چرا بي تابه اين چشاي خسته ام واسه چي شب بي خوابه طپش اين دل من بي اون براي کيه چرا وقتي نباشه اين دل من زخميه؟ چرا اين دلم بيتاب واسه وقت ديداره به جز ياد عزيزش هيچ هنري نداره چرا وقتي پيشمه غم تو دلم ندارم ولي وقتي نباشه اشک به چشام ميارم اگه که عشق دروغه پس چرا من اسيرم ؟ پس چرا من حاضرم براي اون بميرم چرا تنها فقط اون اميد زندگيمه توي روزاي سختيم پناه خستگيمه پس اين حس قشنگ ر و اسمشو چي مي ذارين شما که تو دلاتون يه ذره عشق ندارين. اين عشق توي دلاتون آخه جا نميگيره.... پس تقصير شما نيست که قلباتون ميميره.. شمايين که دلاتون جنسش هميشه سنگه نميدونين که اين عشق همون حس قشنگه....
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 20:14 توسط مهدی ابراهیمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
گناهت را نمي بخشم
تو را با ديگري ديدم که گرم گفتگو بودي با او آهسته ميرفتي سراپا محو او بودي صدايت کردم و بر من چو بيگانه نگه کردي شکستي عهد ديرين را گنه کردي گنه کردي گناهت را نمي بخشم چه شبها را که من تنها به ياد تو سحر کردم چه عمري را که من بيهوده به پاي تو هدر کردم تو عمرم را هدر کردي گنه کردي گنه کردي گناهت را نمي بخشم همين بود آن صفايي را که ميگفتي همين بود آن وفايي را که ميگفتي تو که خود اين چنين بودي چرا روزم سيه کردي گنه کردي گنه کردي گناهت را نمي بخشم |
| پیوندهای روزانه |
|
یه سایت بازی توپ آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
داستان عشق |
|
RSS
|