![]() |
![]() |
|
| عشق فقط همین |
|
یکی بود٬ یکی نبود اونی که بود تو بودی
اونی که نبود من بودم یکی داشت٬ یکی نداشت اونی که داشت تو بودی٬ اونی که کسی به جز تو نداشت من بودم یکی خواست٬ یکی نخواست اونی که خواست تو بودی٬ اونی که بی تو بودن رو نخواست من بودم یکی برد٬ یکی باخت اونی که برد تو بودی٬ اونی که دل به تو باخت من بودم یکی گفت٬ یکی نگفت اونیکه گفت تو بودی٬ اونی که دوست دارم رو به هیچکس به جز تو نگفت من بودم
تنهای تنهام تو اگر میدانستی، چه زجری دارد، خنجر از دست عزیزان خوردن، آه ای مرد چرا تنهایی ... برای خواندن یک داستان زیبا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 20:24 توسط مهدی ابراهیمی |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 19:26 توسط مهدی ابراهیمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
گناهت را نمي بخشم
تو را با ديگري ديدم که گرم گفتگو بودي با او آهسته ميرفتي سراپا محو او بودي صدايت کردم و بر من چو بيگانه نگه کردي شکستي عهد ديرين را گنه کردي گنه کردي گناهت را نمي بخشم چه شبها را که من تنها به ياد تو سحر کردم چه عمري را که من بيهوده به پاي تو هدر کردم تو عمرم را هدر کردي گنه کردي گنه کردي گناهت را نمي بخشم همين بود آن صفايي را که ميگفتي همين بود آن وفايي را که ميگفتي تو که خود اين چنين بودي چرا روزم سيه کردي گنه کردي گنه کردي گناهت را نمي بخشم |
| پیوندهای روزانه |
|
یه سایت بازی توپ آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
داستان عشق |
|
RSS
|