![]() |
![]() |
|
| عشق فقط همین |
|
تو را در دل![]() دل را در موقع تپیدن![]() وتپیدن را به خاطر تو دوست دارم![]() من غم را در سکوت![]() سکوت را در شب![]() شب را در بستر![]() وبستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم![]() من بهار را به خاطر شکوفه هایش![]() زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم![]() من دنیا را به خاطر خدایش![]() ![]() خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 23:58 توسط مهدی ابراهیمی |
|
|
رو به گريه باز جانم... دلم از دنيا گرفته .... تپش ترانه هامو ....................مرگ بي صدا گرفته گريه كن ..گريه كن.......................گريه اي .........................................اواز خاموش گريه كن ..گريه كن..................................................................اي ترانه ي فراموش گريه كن..گريه كن......................گريه ي.......................................باغ لاله هاي پر پر گريه كن ..گريه كن...................................................................من لحظه هاي اخر از كجاي شرجي شب ميشه.............................................................دريارو صدا زد به كدوم لهجه ي غربت ميشه..........................................................دنيا رو صدا زد رو به گريه باز جانم..دلم از دنيا گرفته....تپش ترانه هامو....................مرگ بي صدا گرفته گريه كن ..گريه كن........................گريه ..اي.......................................اواز خاموش گريه كن..گريه كن...................................................................اي ترانه ي فراموش گريه كن..گريه كن..........................گريه ي...................................باغ لاله هاي پر پر گريه كن..گريه كن....................................................................من لحظه هاي اخر كي صدا زد منو از شب...........................................................من،كه مغلوب دوبارم شب ،شب خاموش و خالي.................................................من پر از نقش ستاره ام اين كدوم لحظه ي درد...............شب چندم عذابه.....كه دقيقه قرن سرشار....از ترنم عذابه گريه كن ..گريه كن.......................گريه ..اي.........................................اواز خاموش گريه كن..گريه كن....................................................................اي ترانه ي فراموش گريه كن ..گريه كن.......................گريه ي....................................باغ لاله هاي پر پر گريه كن..گريه كن.........................گريه ي...................................من لحظه هاي اخر
هر چه گشتم در اين شهر نبود اهل دلي كه بداند غم دلتنگي و تنهائي من
زليلي من شنيدم يا علي گفت ****به مجنون چو رسيدم يا علي گفت |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 23:14 توسط مهدی ابراهیمی |
|
|
عشق يعني هورم نفس ، داغ ،داغ
عشق يعني بوييدن گل از لاي در باغ
عشق يعني التهاب التماس
عشق يعني مرواريد ،يه قطعه الماس
عشق يعني زلالي رود وجود
عشق يعني به درگاه يار به سجود
عشق يعني مستي از جام نگاه دوست
عشق يعني پستي رانده شدن از در دوست
عشق يعني صداي تيشه فرهاد
عشق يعني مجنون از ليلي به فرياد
عشق يعني گداختن در انتظار
عشق يعني خطر كردن با اختيار
عشق يعني ديدن خنده يار
عشق يعني سيل اشك ،بي اختيار
عشق يعني بودن لب روي لب
عشق يعني صبر لبالب
عشق يعني شرمساري ايوب
عشق يعني يوسف واسه يعقوب
عشق يعني دوست داشتن بي انتها
عشق يعني ايستادن و سوختن تا انتها
عشق يعني رنگ سرخ شقايق
عشق يعني پارو واسه قايق
عشق يعني ترنم زيباي بارون
عشق يعني نفير صداي كارون
عشق يعني همه زيبايي ديدن
عشق يعني خود نديدن ،يار ديدن
عشق يعني رنگين كمان را يك رنگ ديدن
عشق يعني بر عاشقي دم مسيحا دميدن
عشق يعني رنگ آبي آسمون
عشق يعني وسعت دريا مث مهربون
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 22:54 توسط مهدی ابراهیمی |
|
|
من بهار را به خاطر شگوفه هایش
چگونه بگویم دوستت دارم تا باور کنی همیشه در قلب منی
اولی خداست و دومی تویی بدون تو دنیا برام هیچ ارزشی نداره
این چه عشقی ست که در دل دارم
گفت: آتشی است. گفتم مگر آن را دیده ای . گفت: نه. در آن سوخته ام...
اگه عاشقت بود ، دوسش داشته باش
اگه دوست داشت ، بهش علاقه نشون بده
اگه بهت علاقه داشت ، فقط بهش لبخند بزن
اينطوري هميشه يه پله ازش عقبتري ،
اگه يه روزي خسته بشه و يه پله
بيادعقب ، تازه ميشه مثل تو... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم فروردین 1385ساعت 11:2 توسط مهدی ابراهیمی |
|
|
عشق ...
عشق يعني يك سلام بي جواب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نهم فروردین 1385ساعت 17:15 توسط مهدی ابراهیمی |
|
|
راه دیگری نیست...... این بدان معناست که مجبوری به قلمرو عشق وارد شوی............ بی آنکه چیزی درباره ی آن بدانی. به همین دلیل است که عاشق شدن شهامت می طلبد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم فروردین 1385ساعت 21:41 توسط مهدی ابراهیمی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
گناهت را نمي بخشم
تو را با ديگري ديدم که گرم گفتگو بودي با او آهسته ميرفتي سراپا محو او بودي صدايت کردم و بر من چو بيگانه نگه کردي شکستي عهد ديرين را گنه کردي گنه کردي گناهت را نمي بخشم چه شبها را که من تنها به ياد تو سحر کردم چه عمري را که من بيهوده به پاي تو هدر کردم تو عمرم را هدر کردي گنه کردي گنه کردي گناهت را نمي بخشم همين بود آن صفايي را که ميگفتي همين بود آن وفايي را که ميگفتي تو که خود اين چنين بودي چرا روزم سيه کردي گنه کردي گنه کردي گناهت را نمي بخشم |
| پیوندهای روزانه |
|
یه سایت بازی توپ آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
داستان عشق |
|
RSS
|